از های و هوی دنیا امشب دلم گرفته یک سینه غرق مستی دارد هوای باران از این خراب رسوا امشب دلم گرفته امشب خیال دارم تا صبح گریه کردن شرمنده ام خدایا امشب دلم گرفته خون دل شکسته بر دیدگان تشنه باید شود هویدا امشب دلم گرفته ساقی عجب صفایی دارد پیاله ی تو پر کن به جان مولا امشب دلم گرفته گفتی خیال بس کن فرمایشت متین است فردا به چشم اما امشب دلم گرفته
کاش می شد که کسی می آمد / باور تیره ما را می شست و به ما می فهماند دل ما منزل تاریکی نیست اخم بر چهره بسی نازیباست / بهترین وقت همان لبخند است کاش می شد که به انگشت نخی می بستیم تا فراموش نگردد که هنوز انسانیم که هنوز انسانیم و من چقدر ساده ام که سالهای سال ، در انتظار تو ، کنار این قطار رفته ایستاده ام و همچنان به نرده های ایستگاه رفته تکیه داده ام !!! مرحوم قیصر امین پور گاه بیان احساسات دشوار است ولی می خواهم بدانی که تا چه حد دوستت دارم صبح هنگام که چشم می گشایم و تو را در کنار خود می بینم از با تو بودن شادمان می شوم تا دوست را به یاری نخوانیم برای او کاری می کنیم و این خود دل را شکیبا می کند طعم توفیق را می چشاند و چه تلخ است لذت را " تنها " بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزار دهنده ای ست " تنها " خوشبخت بودن باز خواهم گشت همراه با بهاری که در راه است با پرستوهای عاشق جوانه خواهم زد با سرخ ترین گل های دشت مرا به یاد بسپار هوا گرفته بود . باران می بارید . کودکی آهسته گفت : خدایا گریه نکن درست میشه ... بگذار آن باشم که در کوهساران با تو گام بر می دارد بگذار آن باشم که در کنار تو گل می چیند بگذار آن باشم که از ژرفای احساسات خود به او می گویی بگذار آن باشم که رازهایت را به او می گویی
گفتم درد دارم ! ... گفت : بجانم
گفتم خسته ام ! ... گفت : پریشانم
گفتم گرسنه ام ! ... گفت : بخور از نانم
گفتم کجا بخوابم ! ... گفت : روی چشمانم
اما یک بار نگفتم
مادر من خوبم
شادم ... !
همیشه از درد گفتم
و از رنج ... !
... مادر دوستت دارم ...
هر انسانی
روزی ،
جای خالی دوست را حس خواهد کرد ؛
شاید روزی که
تنها
کفش های خالی اش مانده باشد ...
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
| Design By : Night Melody |


